در طبقه بندی هنر ها در بحث فلسفی هنر و زیبایی شناسی بر اساس رسانه آنها  ، معماری در کنار نقاشی و پیکرتراشی ، در رده هنر های دیداری قرار میگیرد که در این بین ،‌ میتوان معماری و پیکرتراشی را هنر دیداری-بساوایی نیز نامید ، چراکه ابژه های ایندو هنر به علت داشتن سه بعد ، هم قابل دیدن و هم قابل لمس کردن هستند .

البته دیده شدن یک بنا به عنوان اثر معماری با دیده شدن یک مجسمه ، متفاوت است . ما علاوه بر دیدن یک بنا از فواصل و جهات مختلف ، میتوانیم در جوار یا داخل آن نیز قرارگرفته و ماهیت فضایی آن را نیز حس و درک کنیم .

برای دانستن اینکه این احساس و ادراک چگونه اتفاق می افتد ، تعریفی از ادراک حسی ( Perception ) که فرایندی ذهنی و فیزیولوژیک است به ما کمک خواهد کرد .

ادراک حسی فرایندی است که با تاثیر محرک های فیزیکی و یا شیمیایی بر انسان ( به واسطه حواس پنجگانه ) شروع شده و با چگونگی واکنش و تحلیل و تفسیر روانی ما خاتمه می یابد.

ادراک معماری نیز چنین است که ،‌ تصویر اثر معماری طی یک فرایند فیزیکی توسط چشم دریافت میشود و بواسطه اعصاب بینایی به مغز انتقال میابد و ما بر اساس تجربیات و آموخته های خود آنرا احساس میکنیم و این تجربیات و آموخته های ما هستند که واکنش ما را نسبت به تصویر دریافت شده شکل میدهند .

 

اولین برخورد ما با معماری و بطور کلی با فضای پیرامون ،  از طریق چشم ها به عنوان گیرنده های حس یا سامانه بینایی انجام میپذیرد . این گیرنده های کره ای شکل که قطری درحدود ٢۴ میلیمتر دارند تصاویر دریافتی از محیط اطراف را طی فرایندی خاص به مغز ارسال مینمایند تا بیننده با تجزیه و تحلیل اطلاعات دریافتی به ادراک آنها بپردازد .

 

 آشنایی اندکی با این پروسه ، یعنی دیدن و حس کردن آنچه دیده شده ، موضوعیست که میتواند دیدگاه متفاوتی را از معماری در ذهن ما ایجاد نماید .

 





تاريخ : یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱ | ٩:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.