بطور کلی فضا دارای 2 تعریف می باشد :

فضا ماهیتی است خودبسا و قائم به ذات ، محدود و یا نامحدود ، وسیله ای است تهی و مستعد و دارای گنجایش که آن را با چیزهایی پر می کنند ( مانند جسم نرمی که آماده است هر نقشی را بپذیرد و اجازه می دهد که همه چیز در آن وارد شود ) پس فضا همچون ظرفی است که حتی اگر تهی باشد ، وجود دارد .


اگر فضای مطلق را انکار کنیم در عوض فضا را باید پدید آمده از اشیاء بدانیم .
فضا به هیچ وجه قائم به ذات نیست . فضا را منظومه ای از اشیای طبیعی و مصنوعی ایجاد می کند که معمار در ایجاد آن دخیل است . برای اینکه هر چیزی چنان که باید درک شود ناظر باید در فاصله ای مناسب از آن بایستد . نمای بسیار ساده را می توان از نزدیک بی هیچ مشکلی نگاه کرد ، در حالیکه نمایی را که حجم ها و پرداختش غنی تر باشد ناظر می خواهد آنقدر عقب تر برود که احساس کند در جای درستی ایستاده است .

 

 تا وقتی که قاعده بنایی به زمین چسبیده باشد نیازبه فضای تنفس بصری به آن بنا مربوط نمیشود ؛ اما اگر بنا جرمی تلقی شود که بر فراز زمین مطلق است و بر ستونها و جرزها متکی است فضای آزاد مناسبی هم برای این بعد لازم می آید که این اندازه بسته به جلوه ای است که معمار دوست دارد . اگر فضای میانی بالای سطح زمین باشد بنا همچون بالونی لنگر انداخته شناور می شود اما اگر این فضا خیلی کوچک باشد انگار نیروهای که از سوی بنا به سوی بستر صادر شوند وادار به اشغال سطحی شده اند که به نسبت جرم بنا بسیار کوچک هستند .

 





تاريخ : جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢ | ٧:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.