برای تو وخویش چشمانی آرزو می کنم که چراغ ها ونشانه ها را در ظلماتمان ببیند ، گوشی که صداها و

شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود وروحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد وزبانی که در صداقت خود

ما را از خاموشی خویش بیرون کشد و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده اند سخن بگوییم...

                                                                                                                                   مارگوت بیکل

 





تاريخ : جمعه ۱ آبان ۱۳٩٤ | ٦:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

..... و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید . این روزها درگیر خواندن کتابی از پاتریک شوماخر هستم در حال حاضر جلد نخست آن را می خوانم مطلبی از دوست و معمار عزیز ایمان رئیسی می خواندم  در خصوص شوماخر و معماری های نوین بعد این کتاب را در آمازون پیدا کردم و البته دانلود کردم 2 جلدی است .

by :Patrik Schumacher

THE AUTOPOIESIS OF ARCHITECTURE

A New Framework for Architecture

 

 

اما تصویری از کتاب ......قویا معتقدم معماری می تواند بسیار نظام مند باشد تا بیش از آن حسی.

 

جلد اول تنها 481 صفحه و جلد دوم 786 صفحه که چیزی حدود 1200 صفحه مطلب که قابل تامل است .

توصیه می کنم که این کتاب را جامعه معماری ترجمه و در اختیار پژوهشگران قرار دهند.





تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٤ | ٧:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

 

«آنجا دشتی است، فراتر از همه تصورات راست و چپ. تو را آنجا خواهم دید»

 


ای برادر، خداوند بینهایت است و لامکان و بی‌زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود، و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود، و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود، و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود، و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود ...

پدر می‌شود یتیمان را و مادر، برادر می‌شود محتاجان برادری را، همسر می‌شود بی‌همسرماندگان را، طفل می‌شود عقیمان را، امید می‌شود ناامیدان را، راه می‌شود گمگشتگان را، نور می‌شود در تاریکی‌ماندگان را، شمشیر می‌شود رزمندگان را، عصا می‌شود پیران را، عشق می‌شود محتاجان به عشق را ...

 

خداوند همه‌چیز می‌شود همه‌کس را، به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛ به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.

 






تاريخ : پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۳ | ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

ساسکیا ساسـِـن را در ایران غالبا به واسطه کتاب جامعه شناسی جهانی شدن می شناسند، اگر چه مهمترین کتابش شهر جهانیاست، از او مقاله ای تحت عنوان جغرافیای جدید مرکز و حاشیه نیز به فارسی برگردانده شده است، نوع تبیین او از شهر و جایگاه ان همان گونه که در گفت و گوی پی امده نیز مشهود است منحصر به فرد است و متمایز، اما تدوین او از نقش معماری در شکل دهی به شهر مخصوصا در حوزه تعامل فرم معماری با سرمایه، درک زیبایی شناسانه سرمایه از معماری و نقش فرم معماری در شکل دهی به شهر در قامت یک لنداسکیپ چند وجهی تقریبا خام است، که عملا گویای فاصله میان رشته هایی همچون معماری با جامعه شناسی است، فاصله ای که خود ساسکیا ساسن از میان برداشتنش را واجب می داند.

ساسکیا ساسِـن جامعه شناسی است با علقه عمیق به ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جهانی شدن، مهاجرت و تکنولوژی های شبکه ای در شهرها، علقه هایی که در نوشته ها و پژوهش هایش نمود بارز دارند. کتاب ها و نوشته های وی که به شانزده زبان مختلف ترجمه شده اند، همگی مورد توجه معماران و شهرسازانی امده است که پی گیر فهم بهتری از شهرند بر قوام شرایط سیستماتیکی که بیانی موزون از واقعیت فضای شهری را ارائه می دهد.

ساسِـن که در حال حاضر مشغول تدریس در دانشگاه کلمبیا می باشد را در کنگره آرکویین در مکزیکو سیتی ملاقات کردیم، جایی که او در درس گفتارش به نقش معماران، فهمی که از اینده شهر دارد و نگاهش به تاثیر اینترنت بر شهر پرداخت.

ساسکیا ساسِـن: ساسکیا ساسِـن هستم، استاد دانشگاه کلمبیا، حوزه فعالیتم بر مجموعه ای از رویدادهایی متمرکز است که همچون پنجره ای به واقعیت های کنش مند، پیچیده و بزرگ تر عمل می کنند. یکی از این حوزه ها، شهر است، نه فقط حوزه عمومی که خود شهر، مخصوصا مرکز شهر، من یک شهرساز نیستم، اما شهر، دولت ملی و جریان های مهاجرت را به مثابه دریچه ها و بازشوهایی می بینم رو به شرایط سیستماتیک بزرگتر.

 معماری چیست؟

ساسکیا ساسِـن: به گمان من معماری در بهترین حالتش شکلی از دانش است. معماری صرفا بالا بردن دیوارها نیست. بلکه ترکیب تمام صورت های دانشی است که ما در اختیار داریم. پاسخ دادن به این پرسش است که چگونه می توانیم ظرفیت های بایوسفریک مان را به کار گیریم و چگونه ان ها را در ساختمان ها دخیل کنیم؟ چگونه می توان از تکنولوژی های نو استفاده کرد و با نور و باد چگونه برخورد کنیم؟ معماری به واقع فرمی از دانش است، فرمی از دانش که همچون یک شرایط محوری ایفای نقش می کند، شرایطی که نهایتا فرم های بی نهایت متفاوتی از دانش را گرد می اورد تا در قامت یک بنا ظاهر شوند. من تفاوت بی نهایت زیادی میان ساختن صرف یک ساختمان (ساختن و صنعت ساخت) و معماری قائل هستم. بخش عظیمی از انچه تحت لوای معماری شکل می گیرد، به گمان من، صورت های بی نهایت میان مایه ای از دانش هستند و به واقع انچه باید باشند نیستند.

 معمار چه نقشی در جامعه ایفا می کند؟

ساسکیا ساسِـن: معمار همیشه با چالش رو به روست، او همزمان بایستی با مهندسین، نقشه برداران، کارشناسان زلزله، متخصصان محیط زیست و متحصصان حوزه اب و از همه مهمتر زیست شناسان درگیر باشد. ما بایستی بدانیم با زیست کره چگونه کنار بیاییم و چگونه بایستی این توانمندی مان را در ساختن به کار گیریم؟ به گمانم این مهمترین مسئله است. و البته مسئله ایست که غالب معماران از پذیرش مسئولیتش شانه خالی می کنند. ان ها در حال حاضر قبول کرده اند که با مهندسین سازه کار کنند، چون اموخته اند که در غیر این صورت ساختمانشان پا بر جا نخواهد ماند، همین روند بر مهندسین و متخصصین اب و زلزله نیز جاری است، اما زیست شناسان انگونه که باید و شاید در دستور کار نیستند. به گمان من نقش محیط زیست صرفا نباید به کاشت گیاه در بالکن ها ختم شود، بلکه موضوع از این مهم تر و عمیق تر است. به گمان من معمار کسی است که باید بتواند با بسیاری از رشته ها هم زمان کار کند. این همچنین بدین معناست که اگر شما می خواهید در محیط و مناطق با سطح درامد پایین کار کنید بایستی از توپوگرافی محل اطلاع کافی داشته باشید. شما بایستی بدانید وضعیت اب و زمین لغزه های در ان مکان به چه صورتی است. این تعهد معمار به صورت های متعدد دانش است که او را متمایز می سازد و تنها راه موفقیت در این میان کار در چارچوب فضای دانش مبتنی بر شبکه است.

 چه دانشکده معماری ای را بیشتر می پسندید؟

ساسکیا ساسِـن: من از منظر اموزش صرف به معماری نگاه نمی کنم. من به معماری همچون یک میان رشته نگاه می کنم و تصور و تبیین خودم از معماری و شهر را دارم. مثلا من می دانم که در هاروارد گروهی از دانشجویان یک تصویر کاملا مجزا و خاص از رشته معماری دارند، در اوری هال کلمبیا هم همین گونه است. یک طیف متنوعی وجود دارد : یک سر طیف استفاده حداکثری از تکنولوژی برای رسیدن به سناریو و تدقیق امکانات را مد نظر دارند و در دیگر سوی طیف محیط زیستگرا قرار دارد که در میانه طیف وسیعی از ابداعات و مداخلات هنرمندانه تعریف می شوند، در این حوزه غالبا با یک سری هنرمند طرف هستیم تا معمار. به پرسش شما برگردم، من فکر می کنم اتفاقات بسیار جالبی دارد می افتد، فکر کنم دو یا سه سال پیش بود و در دانشگاه میشیگان درس گفتاری ارائه می دادم در مورد شهرها و جنگ، رئیس دانشکده از من خواسته بود که در این مورد برایشان صحبت کنم و این سبک سیاق، راهی بی نهایت متفاوت در درک معنای اموزش معماری است در فهم وسیعش. به گمان من صرفا عناصر سازه ای و تکنیک های ساخت و پیچ و مهره نیست که یک ساختمان را به ساختمان بدل می کند، بلکه بایستی زوایای دیگری را نیز مد نظر اورد. دانشکده دیگری که من را تحت تاثیر قرار داد ام آی تی بود، این ها البته دانشکده هایی هستند که من با ان ها اشنا هستم، حتما دانشکده های دیگری هم هستند که من شناختی از ان ها ندارم، من دوست دارم بگویم که بهترین دانشکده ها در ایالات متحده هستند اما خوب این دیدگاه خیلی یک سو نگرانه است، اما واقعیت این است که در این دانشکده ها کارهای فوق العاده ای انجام می شود و این نکته ایست که باید بپذیریم.

 شهرهای اینده چگونه خواهند بود؟

ساسکیا ساسِـن: من دو سناریو برای شهرهای اینده متصورم: یک سناریو بی نهایت خوش بینانه است و دیگری یک اتمسفر دیستوپیایی دارد. سناریو دیستوپیایی ان سناریویی است که بر قوام ان ما تعداد زیادی شهر کاملا متعلق به بخش خصوصی تجربه می کنیم، آبوجا [پایتخت نیجریه] به طور مثال یک چنین شهری است. مکانیسم ان بی نهایت ساده است، همه چیز در این شهر بی نهایت گران است، شیر، خانه و هر چیزی که فکرش را بکنید. این وضعیت انسان ها را از ان جا فراری می دهد اما من فکر می کنم می توان از این هم جلوتر رفت، [منطقه بین المللی کسب و کار]سانگدو [در کره جنوبی] قسمی از یک شهرِ بخش خصوصی است، در حال حاضر شرکت های بزرگی هستند که شهر را به شما می فروشند، ان ها شهر را برایتان می سازند و برخی از ان ها شهر را به شما اجاره می دهند، انچه از ان تحت عنوان سناریوی دیستوپیایی یاد می کنم همین سناریوست.

به بیان دیگر ما سکونتگاه های وسیعی داریم که در ان شرایط بعضا مرگباری حاکم است، شهرهایی که مردمان بسیاری ـ حتی از طبقه متوسط ـ در زاغه هایش زندگی می کنند. در کشوری همچون برزیل، بسیاری از مردمی که در بخش های دولتی مشغول به کارند ساکن زاغه ها هستند، همین وضعیت را در هند نیز شاهدیم و این در تضاد اشکار است با شهرهای کامل نو و مشهوری که در بسیط ترین معنایشان به واقع شهر نیستند.

در سوی دیگر این تحلیل، یوتوپیای مد نظر من قرار دارد و در گفتمان من به شهری اطلاق می شود که در ان مردمانی نو امده اقتصادهایی خُرْد ایجاد می کنند، به کشاورزی شهری می پردازند و ساختمان هایی می سازند که همساز با محیط زیست هستند، ابزار ادم های عادی از طبقه متوسط استفاده از تخیلشان است، ان ها به مرور یاد می گیرند چگونه هوا را در خانه هایشان به جریان اندازند تا پشه های کمتری وارد خانه ها شوند، ان هم دانش این را دارند که چگونه در این شرایط زندگی کنند و هم می توانند در شرایط سخت کار کنند، این سناریوی خوش بینانه من است. در این زاغه ها که غالبا مامن بخشی از طبقه متوسط و بخش عظیمی از فقراست، انسان هایی هستند که می دانند کلبه ای که می سازند، بخشی از یک سیستم بزرگتر است. در این شرایط البته اغنیا و طبقات متوسط رو به بالا همچنان جایگاه اقتصادی خود را حفظ می کنند اما لایه های میانی طبقه متوسط همچنان به سقوط و جداشدنشان از این طبقه ادامه می دهند، این روندی بوده است که طی 25 سال اخیر ادامه داشته است، این گزاره را من در اواخر دهه 1980 مطرح کردم، اما در ان زمان مردم ان را باور نکردند، ان ها می گفتند این حقیقت ندارد و ما غنی و ثروتمندتر می شویم، اما در حال حاضر می دانیم که این گونه نیست و این گونه نشده است.

در یک نقشه سیستماتیک بزرگتر شهری، فکر می کنم قالب بهینه و خوش اتیه تر، نه یک منطقه متروپلیتنی، که مناطق مفصل بندی شده چندگانه شهری است، به گمان من حالا فهمیده ایم که مناطق وسیع متروپلیتنی دیگر کار نمی کنند. مسئله اصلی در این میان مفصل بندی هاست، چین تجربه ی خوبی است، این کشور به طور مثال نه شهر کوچک در اطراف شانگهای ایجاد کرده است، به جای انکه اجازه دهد تبدیل به یک توده بی پایان شهری گردد. در نگاه خوش بینانه من، باید سیاقی متفاوت در مفصل بندی شهر و منطقه اتخاذ نمود و از متروپلیتنی شدن دور شد. با این حال هلند به من می گوید که این کار به صورت تمام عیار نشدنی است و ما در برخی سطوح چیزهایی ساخته ایم که مدیریت نشدنی هستند و در همین چارچوب با نخبگانی مواجه هستیم که بیرون می زنند و برای خود شهرهای خصوصی می افرینند.

 نقش معماری در رشد شهرها چیست؟

ساسکیا ساسِـن: من شهر را یک دستگاه پیچیده ولی ناکامل می دانم. شهر عملا حدوث یک شرایط فوق العاده است و من از این بارزه شهر خوشم می اید. فرض من این است که شهرها بن مایه های اکتشافی دارند، ان ها به تولید دانش در حوزه های چندگانه می انجامند. از این روست که من شهر را می کاوم با هدف فهم لایه های مختلف چیزها. در مورد معماری و نقشش در شهر، به گمان من باید حوزه عمل بیشتری برای معماران در شهر قائل شد و این به معنای بسط گستره مداخلاتی است که معماران بدان دست می زنند، ان ها بایستی به شهر در قامت یک فضای پیچیده نگاه کنند، فضاهایی که تحت شمول ان ها مداخلاتی چندگانه و به غایت متفاوت لازم است، اشاره ام به محله های با درامد پایین، حومه ها و فضاهای بی کیفیت شهری است. از دیگر سو ما با معماری به مثابه فرمی از هنر مواجه ایم، جایی که اثری زیبا خلق شده باشد تجربه حضور در مکان تقویت می گردد.

 به گمان شما اینترنت چگونه بر شهر ها تاثیر می گذارد؟

ساسکیا ساسِـن: اینترنت به شکل گیری یک حوزه عمومی جهانی منجر شده است که به واسطه مردم مسکوت مانده یا نگاه داشته شده در شهرهایشان تغذیه می شود، اینترنت عملا به یک راه فرار بدل گردیده است، ساکنان اینترنت، جهان وطنانی اند که می توانند فقیر باشند و گرفتار معذوریت و محدودیت های کالبدی، اما به واسطه اینترنت می توانند به بخشی از فضای هدف مند و جهانی در حال ظهور بدل شوند. شما نمی توانید همیشه برْخط باشید، اما از یک چیز مطمئن هستید و ان این است که تنها نیستید و این هیچ ارتباطی با مفاهمه communicating ندارد، بلکه بیشتر به معنای اطمینان از برقرار بودن ارتباط connectivity است. من بر این باورم که تعریف اینترنت در قامت هم رسانش بیت ها، یک بحث تقلیل گرایانه و انحرافی است چرا که این فضای هدفمند جهانی صرفا وابسته مفاهمه و تعامل نیستند.

از طرف دیگر شما شاهد مناسبات مالی بسیار پیچیده ای هستید و همچنین شاهد مزارع جهانی ای هستید که دنیای خاص خودشان را دارند. در مواجه با شهرهای جهانی بایستی این بخش ها ـ مناطق تجاری مرکز شهر ـ را نیز مد نظر اورد، این مناطق شهریت مخصوص به خودشان را دارند. ان ها غالبا با یکدیگر در ارتباط هستند تا با شهر بزرگتری که پیرامونشان را فراگرفته است، البته ان ها همیشه به این شهر پیرامونی وابسته هستند. بنابراین ما شاهد یک قطع ارتباط هدفمند هستیم که عملا به یک بعد کمتر انسان دوستانه شهری منتهی می گردد، چرا که حدوث این مناطق تجاری مرکزی شهر به ما نشان می دهد عملا به شهر نیازی نداریم، به همین سبب است که فکر می کنم بایستی تمرکز خود بر ایجاد مناطق تجاری مرکز شهر را کمتر کنیم، ما نیاز کمی به این مراکز داریم.





تاريخ : یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ۸:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

من اینجا بس دلم تنگ است 
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است 
بیا ره توشه برداریم 
قدم در راه بی برگشت بگذاریم 
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟
.... 

بیا ره توشه برداریم 
قدم در راه بگذاریم 
به سوی سرزمینهایی که دیدارش 
بسان شعله ی آتش 
دواند در رگم خون نشیط زنده ی بیدار 
نه این خونی که دارم ، پیر و سرد و تیره و بیمار 
چو کرم نیمه جانی بی سر و بی دم 
که از دهلیز نقب آسای زهر اندود رگهایم 
کشاند خویشتن را ، همچو مستان دست بر دیوار 
 
به سوی قلب من ، این غرفه ی با پرده های تار 
و می پرسد ، صدایش ناله ای بی نور
کسی اینجاست ؟
 
هلا ! من با شمایم ، های ! ... می پرسم کسی اینجاست ؟
 
کسی اینجا پیام آورد ؟
 
نگاهی ، یا که لبخندی ؟
فشار گرم دست دوست مانندی ؟
و می بیند صدایی نیست ، نور آشنایی نیست ، حتی از نگاه 
مرده ای هم رد پایی نیست 
صدایی نیست الا پت پت رنجور شمعی در جوار مرگ 
ملل و با سحر نزدیک و دستش گرم کار مرگ 
وز آن سو می رود بیرون ، به سوی غرفه ای دیگر 
به امیدی که نوشد از هوای تازه ی آزاد 
ولی آنجا حدیث بنگ و افیون است - از اعطای درویشی که می خواند 
 
جهان پیر است و بی بنیاد ، ازین فرهادکش فریاد 
وز آنجا می رود بیرون ، به سوی جمله ساحلها 
پس از گشتی کسالت بار 
بدان سان باز می پرسد سر اندر غرفه ی با پرده های تار 
کسی اینجاست ؟
و می بیند همان شمع و همان نجواست 
که می گویند بمان اینجا ؟
که پرسی همچو آن پیر به درد آلوده ی مهجور 
خدایا به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را ؟
بیا ره توشه برداریم 
قدم در راه بگذاریم 





تاريخ : دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ٧:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

نماد گیت وی در سال 1965  توسط ارو سارینن طراحی شده است . این طاق ساخته شده از استیل خصوصیات حائز اهمیتی از دیدگاه معماری دارد. 

طاق «گیت وی» یکی از دیدنی ترین مکان های سن لوئیس در میسوری آمریکاست، مکانی که خیلی از گردشگران، سن لوئیس را با آن می شناسند و به نوعی سمبل بین المللی این شهر شده. این طاق با 192 متر ارتفاع همچنین بلندترین سازه فولادی ساخت بشر در آمریکا و بلندترین طاق در جهان است. طاق گیت وی که در کرانه رودخانه می سی سی پی ساخته شده، توسط یک معمار آمریکایی – فنلاندی به نام ایروسارینن طراحی شده است و به غیر از بلندی و معماری خاص این طاق، از دیگر جاذبه هایی که در طراحی این سازه بلند جلب توجه می کند، آسانسور شگفت آور آن است. آسانسوری که از کنار هم قرار گرفتن 8 اتاقک تخم مرغی درست شده.

این اتاقک ها به صورت قطاری به هم وصل شده و مسئولیت جابجایی مسافران را برعهده دارند. هر اتاقک 5 نفر ظرفیت دارد و در کل و در هر بار حرکت، 40 مسافر طی 4 دقیقه به نقطه اوج طاق 192 متری می رسند. اتاقک های آسانسور دارای صندلی های مخصوص و پنجره هایی هستند که تمام چشم انداز شهر از آن دیده می شود اما جالب تر از طراحی اتاقک ها و قطاری بودن آنها، تکنیک بالابری این آسانسور است که آن را منحصر می کند از آنجا که سازه اصلی این بنا، یک طاق قوس دار است. هر یک از اتاقک ها به طور مجزا و در فواصل معین، 5 درجه تغییر زاویه می دهند تا طول تمام قوس این طاق را بدون خطر طی کرده و مسافران را سالم به بالا برسانند، در واقع تعادل این اتاقک ها با انحراف 5 درجه ای در طول مسیر حفظ می شود. ساخت این طاق با آسانسورهای ابتکاری اش از سال 1963 تا 1965 طول کشید و 13 میلیون دلار در آن زمان هزینه داشت.

 





تاريخ : سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٢ | ٧:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

اولین شماره از مجله آنلاین ایران آرشیتکتز منتشر شد

این مجله محصول متخصصین معماری سایت وزین ایران آرشیتکز است که به تازگی انتشار یافته است .

 

جهت دانلود به لینک زیر مراجعه فرمایید:

http://iranarchitects_download.dl.rapidpars.com/18102/2974178/kt94cqwfzeg/iranarchitects-10-92.pdf

حجم : 36 مگا بایت





تاريخ : چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٢ | ٦:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

سیستم LSF که از مقاطع سرد نورد شده فولادی(CFS) ساخته می‌شود در حدود ۲۰ سال است که به شکل گسترده در تولید صنعتی انواع ساختمان‌های اداری، تجاری و مسکونی به کار می‌رود و به عنوان جایگزین مناسبی برای روش‌های سنتی ساخت ، جایگاه ویژه‌ای در صنعت ساخت و ساز کشورهای پیشرفته یافته است . نتایج بررسی ها نشان می‌دهد استفاده از سیستم (LSF) علاوه بر این که سرعت اجرا را حداقل دو برابر می‌نماید، منجر به کاهش چهل درصدی در فولاد مصرفی خواهد شد. این سیستم به دلیل مزایای فراوان از جمله سرعت و کیفیت بالای ساخت و عملکرد لرزه‌ای مناسب در سال‌های اخیر در بسیاری از کشورهای دنیا رواج قابل توجهی یافته است. 

 

  ویژگی های کاربرد سازه LSF :

• کاهش نیروهای لرزه‌ای
• عملکرد لرزه‌ای مناسب
• کاهش قابل توجه در زمان ساخت
• بازگشت سریع سرمایه اولیه
• اقتصادی شدن ساخت مسکن
• سازگاری با محیط زیست و رعایت اصول ساخت و ساز پایدار
• دوام و پایداری سازه و افزایش عمر مفید ساختمان
• کاهش هزینه‌های تعمیر و نگهداری ساختمان
• سبکی مقاومت و سختی بالا ساختمان
• سادگی در پیش ساختگی و تولید انبوه
• نصب سریع و آسان
• عدم وجود تاخیر های ناشی از شرایط آب و هوایی در تولید ، ساخت و نصب سازه
• دقت بالا در اجرای جزئیات
• عدم قابلیت اشتعال
• مقاومت بالا در برابر پوسیدگی و حمله موریانه ها
• عدم نیاز به قالب بندی
• عدم وجود افت و خزش در دماهای محیطی
• کیفیت یکنواخت
• حمل و نقل اقتصادی
• قابلیت بازیافت مصالح

 

 

 

 

 

 

 

 





تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢ | ۳:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

 انواع بادگیر

بادگیرها از لحاظ شکل بیرونی چند دسته هستند. ساده‌ترین نوع بادگیر یک جناحی است و بسیار کوچک و محقر بر فراز محفظه‌ای، مانند سوراخ بخاری در پشت بام ساخته می‌شود در این روش برای پرهیز از گزند گردبادها و طوفان‌های سنگین، بادگیر را فقط در جهت بادهای خنک و نسیم‌های مطبوع می‌سازند و جبهه‌های دیگر آن را می‌بندند. در برخی موارد بادگیرهای یک طرفه را پشت به بادهای شدید و آزاردهنده می‌سازند و در واقع این بادگیر عملکرد تهویه و تخلیه هوا را انجام می‌دهد.

ابعاد آن نسبت به سایر انواع کوچک‌تر و شکل آن اولیه‌تر است. این مسیر مورب (که در بالای بام دیده می‌شود) پس از اتصال به کانال عمودی داخل دیوار و پنجره خروجی داخل ساختمان مانند بخاری در یک ضلع اتاق قرار می‌گیرد و تهویه را انجام می‌دهد. این نمونه بیشتر در منطقه سیستان و قسمتی از شهرستان بم دیده می‌شود.

 

بادگیر های دوطرفه

نوع دوم، نوع دو طرفه که دارای دو وجه روبه‌روی یکدیگر و با پنجره‌های بلند و باریک بدون حفاظ ساخته می‌شود و در قسمت داخلی ساختمان به شکل یک یا دو حفره در طاقچه دیده می‌شود. این نمونه در سیرجان و به ندرت در کرمان دیده می‌شود.

 

بادگیر سه جناحی – سه طرفه

بادگیر نوع سوم سه جناحی است و دو نوع دارد، سه جناحی متصل و سه جناحی منفصل (اشکم دریده) .در این نمونه می‌توان به تفکیک از یک یا دو یا سه جبهه استفاده کرد. البته استفاده از این نوع بادگیر نادر است.

 

بادگیرهای چهار طرفه

نوع چهارم، بادگیرهای چهار طرفه است که به شکل کامل و مفصل‌تر از انواع دیگر ساخته شده‌اند و معمولا داخل کانال‌های آن با تیغه‌هایی از آجر یا چوب یا گچ به چند قسمت تقسیم می‌شوند. در بعضی از نمونه‌ها در زیر کانال بادگیر حوض به نسبت بزرگ و زیبایی می‌ساخته‌اند که هوای خشک و دارای گرد و غبار پس از برخورد با آب با جذب رطوبت خنک و گرد و غبار آن جدا و هوای اتاق (حوضخانه) در گرمای تابستان بسیار مطبوع می‌شده است. در مناطقی که امکان ایجاد حوضخانه در طبقه همکف وجود نداشته است آب قنات را در زیر زمین جاری و نمایان می‌کرده‌اند و امتداد کانال بادگیر نیز تا روی این جریان آب ادامه می‌یافته است. این فضاها (سرداب‌ها) محل تجمع اهالی خانه در بعد از ظهرهای تابستان بوده است. این نمونه در یزد، کرمان و بوشهر و… دیده می‌شود.

 

بادگیرهای چند وجهی

در شهرستان یزد و برخی قسمت‌های مرکزی ایران بادگیرهای چند وجهی (معمولا هشت وجهی و حتی گاهی مدور) معمول است که نوع پنجم بادگیرها را تشکیل می‌دهد.

علت ساخت این گونه بادگیرها وجود بادهای مطلوبی است که از هر طرف وزش داشته و تیغه‌های کانال می‌تواند از هر جهت باد را گرفته و به داخل مسیر هدایت کند.

 

بادگیر چپقی

بادگیر چپقی نوع ششم بادگیرهاست که به جای فضای مکعبی شکل خارجی، سازنده از ایجاد چند لوله خم‌دار (زانو مانند) برای حجم خارجی بادگیر استفاده کرده است، اما کانال‌ها و قسمت‌های داخلی مانند نمونه‌های چند طرفه است این نوع بادگیر تنها در سیرجان دیده شده است.

 





تاريخ : چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٢ | ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

مقوله ادراک هنر و خصوصا هنر معماری بسیار حائز اهمیت است.

مترجم توانای آثار معماری آقای مهرداد قیومی بید هندی در مقدمه کتاب پویه شناسی صور معماری می نویسد :

آرنهایم معتقد است صورت در معماری مجموعه ای راکد و ایستا از شکلهای ساکن نیست بلکه صور و شکلها از لحاظ بصری برهم نیرو وارد می کنند و ذهن آدمی برایند این نیروها را ادراک می کند .

 


برای بررسی و نقد آثار معماری باید به این نیروهای بصری که دست کم به اندازه نیروهای واقعی و فیزیکی مهمند توجه کرد ( زیرا اگر نیرویی واقعی به زبان ادراک بصری در نیاید ، درک نمی شود و در نتیجه از لحاظ ادراکی وجود ندارد ) . پس ، ادراک معماری حاصل تعامل نیروهای ادراکی است ، و مطالعه این نیروها یعنی مطالعه ی دینامیسم ادراک یا پویه شناسی ادراک بصری .

 


به همین دلیل ایشان نام کتاب را پویه شناسی نام نهاده اند . از هر چه بگذریم آنچه تحت عنوان نیروهای بصری گفته شده است به عقیده اینجانب که دارای تحصیلاتی در حوزه برق و الکترونیک هستم متصورم همان فرکانسهایی است که از اجسام صادر می شود و در صورتی که ما با آنها همخوانی داشته باشیم و به قولی Match باشیم آنها را دریافت نموده و تحت تاثیر آن قرار می گیریم پس به واقع نیرویی است واقعی که نیروی بصری نام دارد و بسته به طبیعت فرد عمق نفوذ پذیری در افراد مختلف متفاوت خواهد بود .

 


مایلم این مسئله به بحث گذاشته شود ولی در امور معماری متاسفانه در این مباحث تنها به ترجمه کتابهای نوشته شده اکتفا می کنیم .


آنچه گفته شده و سپس نقد و تحلیل شد از کتاب :
پویه شناسی صور معماری اثر رودلف آرنهایم ترجمه مهرداد قیومی بید هندی

 

The Dynamics Of Architectural Form  - Arnheim Rudolf

 





تاريخ : چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٢ | ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

نگاهی به طراحی معماری ایستگاه مترو دلف درهلند

ترجمه و تحلیل :‌امیر اصلان معصومی

 

طراحی  ایستگاههای مترو عموما بایستی از چند جنبه مورد بررسی قرار گرفته و سپس اجرا گردند، علاوه بر اجرای صحیح اصول اولیه ای  همچون تهویه، دسترسی مناسب گالری ها و  محلهای خروج اضطراری و غیره ، توجه به میزان مسافر سوار و پیاده شده در جهت سهولت سفر و نیازمندیهایی همچون اخذ بلیط و کنترل مسافران از این نظر را برآورده سازد.

بایستی ایستگاه بتواند به عنوان یک ساختمان ویژه در حوزه خدمات شهری نقش سازنده خود را ایفا کرده و از نظر عملکردی مطلوب باشد و همچنین طراحی بایستی عامه پسند بوده و مناسب فرهنگ آن منطقه باشد، همچنین برنامه ریزی فضاها باید به گونه ای باشد که فعالیت ها و گذر از فضاها کسل کننده نبوده و بتواند نقش خود را به عنوان یک مرکز خدمات حمل و نقل شهری بخوبی ایفا کند و همه این موارد در کنار توجه به مصرف بهینه انرژی در ساختمان و در کنار مدیریت مصرف انرژی در ساختمان مطرح گردد. در این مقاله به بررسی اجمالی ایسنگاه مترو دلف در هلند می پردازیم که در سال 2012 به بهره برداری خواهد رسید .

بررسی ایستگاه از نظر عملکردی

طراحی این ایستگاه که اخیر توسط معماری بنام مکانو انجام گرفته تلفیقی از توسعه شهری به همراه نگاهی به گذشته محل و درعین حال با نگاهی به آینده شهر دلف ذکر گردیده است .

خط مترو در این شهر دقیقا از وسط شهر گذشته و شهر را به دو ناحیه تبدیل می نماید . در طراحی  خط مترو سعی شده است که توزیع مناسبی از نظر خدمات شهری در دو سوی خط وجود داشته باشد . توزیع خدمات تفریحی همچون پارک و غیره، نکته حائز اهمیتی است که باعث خواهد شد در صورتی که در آتیه با رشدی مرتبط با ایجاد مترو مواجه شویم ، ایجاد خط مترو خود نقش نوعی مشوق را در جهت توزیع خدمات شهری ایجاد کند.

 

بررسی ایستگاه از نظر طراحی

طراحی داخلی ایستگاه یادآور گذشته غنی تاریخی نیست بلکه نشان دهنده نفوذ تکنولوژی در شهر را القا می کند . طاقها در سقف ایستگاه و استفاده از رنگهای آبی در زمینه و در نمای خارجی به صورت پوششی است که القا کننده آداب و رسوم معاصر مردم و برجسته کننده گذشته هنری شهر است که به صورتی متمایز در بین سایر ساختمانها ایجاد شده است.

مضاف بر این ، ایستگاه ، با یک رستوران ، اتاق کنفرانس و اتاقی برای شهردار تلفیق شده است.

بررسی ایستگاه از نظر برنامه ریزی فضاها

پوشش شیشه ای بیرونی ساختمان ، ایستگاه را فضایی دست یافتنی نموده و با بازتابی که نور به بیرون دارد ، احساس دخول به فضا را برای استفاده کننده آسانتر می کند.

برتری یا تفوق فضایی بین فضاهای خصوصی و عمومی ساختمان، با تاکیدی بر تقسیم عرضی فضا کاملا مشخص است. در کنار محوطه، فضاهایی برای نمایش اطلاعات حمل و نقل عمومی و فعالیت های مرتبط با آن و همچنین اخبار شهری دیده شده است .

بررسی ایستگاه از نظر مصرف انرژی

ساختمان ایستگاه به گونه ای طراحی شده است که حداقل تلفات انرژی در آن لحاظ گردد و مصرف کمتری از استاندارد معمول مصرف  انرژی را داشته که حدود  35 درصد کمتر از استاندارد برآورد شده است.





تاريخ : دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

قرارگیری یک پارکینگ حداقل دهانه 2.5 متر

قرارگیری دو پارکینگ کنار هم حداقل دهانه 4.5 متر

قرارگیری سه پارکینگ کنار هم حداقل دهانه 7 متر


طول مورد نیاز جهت پارکینگ 5 متر
حداقل فضای یک پارکینگ 2.5*5 متر
شعاع گردش یا طول مورد نظر جهت مانور 5 متر
حداقل عرض در ورودی پارکینگ 3 متر


عرض رمپ یکطرفه 3 متر و دوطرفه 6 متر
عرض رمپ قوسی یکطرفه 3.65 متر و دوطرفه 7 متر


شعاع داخلی مسیر گردش در کلیه پارکینگ ها 4.57 متر است.
شیب رمپ پارکینگ 15 درصد


هر واحد بالای 100 متر در طبقه اول و دوم به یک پارکینگ نیاز دارد.


واحد مسکونی کوچکتر از 150 متر یک پارکینگ -150 تا 200 متر 1.5 پارکینگ - بیش از 200 متر دو پارکینگ
همچنین درصورتی که تعداد واحد فرد باشد یک واحد از پارکینگ معاف است.

حداکثر ارتفاع مفید واحد مسکونی 2.90 متر
حداکثر ارتفاع پارکینگ 2.20 متر
حداکثر ارتفاع مفید پیلوت 2.40 متر


حداکثر ارتفاع زیرزمین 2.20 متر
حداکثر ارتفاع مفید واحد تجاری 4.50 متر
حداقل ارتفاع مفید ورودی پارکینگ 1.80 متر
ارتفاع مفید خرپشته 2.20 متر


ارتفاع نورگیری در زیرزمین حداکثر 90 سانتی متر

حداقل سطح پنجره نباید از یک پنجم سطح فضا کمتر باشد.
حداقل عرض حیات خلوت اگر سرتاسری باشد 2 متر و اگر سرتاسری نباشد 3 متر

احداث پیش آمدگی یا بالکن  در گذر 12 تا 20 متر 80 سانتی متر و در گذر بالای 20 متر 120 سانتی متر مجاز است.ارتفای این پیش آمدگی از زیر آن تا روی خیابان 3.50 متر

حداقل عرض آشپزخانه و اتاق خواب 2.50 متر - نشیمن 3.00 متر - پاگرد 1.20 متر

نورگیری آشپزخانه و پذیرایی  از یک پنجره به شرطی مجاز می باشد که طول نورگیری کمتر از 8 متر باشد.
ابعاد نورگیر برای اتاق خواب و پذیرایی 3*4 متر و برای آشپزخانه 2*3 متر می باشد.

ابعاد مفید آسانسور 2*1.60 متر
حداقل ارتفاع چاله آسانسور 1.50 متر





تاريخ : جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

مکان می‌تواند به عنوان شناسه سازماندهی فضایی درک شود و فرم ساخته شده، و معنای آن با زبان معماری که شامل نیازها، نوع جهان بینی یا سنت است نشان داده ‌شود: مسئله معماری تنها  چگونه و چه نیست، بلکه مسئله کی و کجا نیز هست.

 

بنابراین، مسئله نهایی ما این است که معماری در خلق مکان‌های رضایت‌بخش برای شیوهای جدید و به روز زندگی باید به سرچشمه‌هایی رجوع کند که در زبان‌های متفاوت فرم مشترک‌اند، معماری پیش از آنکه چیزی را نمایش دهد شیوه‌های متفاوت هستی بین زمین و آسمان را مجسم می‌کند. البته تمام چیزها با زمین و آسمان رابطه دارند، و این رابطه بخشی از جهان آنهاست، در معماری این جنبه اهمیت اساسی می‌یابد.به بیان دیگر، آثار معماری، نوع جهان بینی وآنچه را که ما «مکانمندی» جهان می‌نامیم نشان می‌دهند. این نکته مسلماً خصیصه اصلی هر اثر معماری است که فضایی عرضه کند که امکان می‌دهد زندگی «اتفاق بیافتد». اما این فضا باید با فرم‌های ساخته شده در کار مشخص باشد تا بتوان گفت مکان است، یعنی زندگی می‌تواند در آن «رخ دهد». زمانی که چیزی اتفاق می‌افتد، در واقع می‌گوییم که زندگی توانسته است رخ دهد.ولی این رخ داد چگونه رخ می دهد ؟

 

همانگونه که گفته شد به مرور زمان شیوه های جدید زندگی،تعبیرها وتفسیرها، عملکردهای مشخص ساختمانی ونیازهای جدید بشری و بسیاری دیگر، مانند آنهایی که به مبانی نظری و اعتقادی و نوع نگرش به جهان مربوط می‌شدند آشکار می گشتند.«چیزهای» جدید مسلماً برای خودشان چیزهای جالبی‌اند، اما تغیرات کلی در روابط میان انسان و محیط ‌زیست  و ماورا الطبیعه ای که در پی این امر شکل می‌گیرد، مهم‌ترند. بنابراین ما در خصوص پویایی،ارتباط و همزمانی صحبت می‌کنیم. تمام این واژگان به ساختارهایی وابسته به فضا و زمان اشاره دارند و به نظر می‌رسد که تازگی جهان اساساً باید در شرایط این چنینی درک شود. یعنی به طور ضمنی می‌گوییم که خیلی بی‌معنی است که درباره زندگی از یک سو و مکان از سوی دیگر صحبت کنیم. مکان جزء مکمل حیات بشری است، و این فرصت مناسبی برای معماری است تا مکان‌هایی عرضه کند که مناسب زندگی انسان باشد. معماری باید در جهان آزاد صورت پذیرد جهان آزاد بدان معنا نیست که تمام مکان‌های خاص لزوماً هویت‌شان را از دست بدهند و جملگی شبیه به هم شوند.

 

جهان آزاد، جهان ارتباطات و تغییرات است، و مستلزم نوعی گونه‌گونی ‌است. به بیان دیگر، زندگی ضرورتاً با خصوصیات محلی رابطه دارد، و تجسم هر نوع جهان باید تجلی این خصوصیات را با نیاز و تکنولوژی روزدر بر گیردو اینکه معماری می‌تواند ریشه در محل داشته باشد و با زمان به جلو گام بردارد یعنی می توان بر فراگیر و به روز بودن آن و جنبه‌ های محلی موقعیت تأکید داشت،در واقع می توان رشد سنت جدید را در معماری از ابتدای تاریخ تاکنون مشاهده کرد،معماری همگام با زمان. معماری را باید با مناسبات خود معماری درک کرد. البته این بدین معنی نیست که معماری را رشته‌ای «مجزا و خود مختار» برشمریم.

 

معماری به مثابه نوعی هنر، به زندگی تعلق دارد. معماری همیشه و در همه حال همگام با زمان با توجه به نیازها و نوع جهان بینی که نسبت به زمان تعریف می شوند و هیچ یک بر دیگری مقدم نیست و در تعارض با یکدیگر نیز نمی باشند به پیش رفته است هدف آن نیز عبارت است از فراهم آوردن مکان‌هایی که زندگی بتواند در آن به راحتی و با آسایش «به وقوع پیوندد». مکان، مجموعه‌ای از منابع یا احیاناً ظرفی خنثی وبی‌طرف نیست؛ بلکه درواقع محیطی است عینی و ملموس که نوعی نظم و منش و ویژگی را برای برآوردن نیازها در خود دارد.

 

در نهایت می توان گفت معماری در هر زمان با نگرشی از جهان نو و نیاز انسان برای جهت‌گیری و تعیین هویت در آن، آغاز گردیده و ادامه دارد. معماری به طور کلی این نیاز را از طریق سازماندهی فضایی و بیان صوری، برآورده می‌سازد. اهمیت بنیادین این مفاهیم، مدت‌ها پیش تشخیص داده شد لیکن تا امروز متاسفانه هیچ‌گاه بحث شایسته و درخوری در مورد آن صورت نپذیرفته است.

 

 





تاريخ : یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ٩:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()
روانشناسی محیط و معماری منظر روانشناسی محیطی مطالعه پیچیده بین مردم و محیط اطرافشان است.
به عقیده جیفورد (Gifford)روانشناسی محیطی با شاخه اصلی روانشناسی تفاوت دارد زیرا به محیط فیزیکی روزمره می پردازد. این علم چارچوبی از نقطه نظرات، تحقیقها و فرضیات را فراهم می آورد که می تواند به ما در درک بهتری از روابط متقابل انسان و محیط اطراف، کمک کند. با استفاده از این دانش می توان پیش از طراحی و ساخت، ارزیابیهایی را انجام داد که بهترین ابزار برای طراحان حرفه ای به حساب می آید. اگر ما بدانیم چه چیز در گذشته عملکرد بهتری از خود نشانداده است، برای طراحی بهتر در آینده آمادگی بیشتری خواهیم داشت. با استفاده از تئوریهای کنترل می توان مشاهده کرد که محیط نقش اساسی را در شکل گیری احساس ارزشها و توانمند ساختن برای افراد و گروههای مختلف ایفاء می کند. فرضیه فضای قابل دفاع پیشبینی می کند که تغییرات مشخصی در طراحی فضاهای مسکونی که باعث کاهش فضاهای شهری عمومی و افزایش طبیعی نظارت، بازبینی و حس مالکیت توسط ساکنین می شود، باعث کاهش جرم خواهد شد. در محله هایی در اوهایو و نیویورک با در نظر گرفتن این امر در طراحی و توجه به فضاهای قابل دفاع، نرخ جرم کاهش یافته است. نمونه دیگر پارکی در یکی از محلات سیاتل می باشد که ساکنان محله نهایت مراقبت و نگهداری را از پارک محله خود انجام می دهند. شهروندان نقش فعالی را در از بین بردن علفهای هرز، تمیزکردن مسیرها و بطور کلی مراقبت از سلامت پارک ایفاء می کنند. در اصل آنها پارک را مال خود می دانند.

آپتون (Upton) در پاسخ به سئوال "رابطه عین و ذهن در معماری منظر چیست؟" توضیح می دهد که برداشت و تفسیر مردم از طراحی منظر فراتر از منظره یا فرم فیزیکی محل می باشد. او معتقد است برداشتهای ما نتیجه ای از مشاهدات ما می باشد. یعنی چیزهائیست که هر یک از ما در یک زمان یا مکان مشخص دیده ایم و یا عدم مشاهده است که برداشت ما از طریق سایر راههای ناملموس می باشد. وی می افزاید دیدن همیشه به معنای باورکردن نیست، زیرا ما منظره را بغیر از چشمانمان از طریق سایر اندامهای حسیمان نیز تجربه می کنیم. بعنوان مثال تجربیات شخصی و نقطه نظرات ما که هیچگونه ارتباطی به منظره مشاهده شده ندارند چگونگی دید ما از منظره را تحت تاُثیر قرار می دهند. مطلب اصلی که آپتون می خواهد بیان کند اینست که اگر می خواهیم رفتار انسان را در مقابل محیط بفهمیم باید ابتدا ذهن و عین را در منظره را درک کنیم.
· دلبستگی مکانی، معنایی است، که ما در محلی که با آن آشنایی کامل داریم پیدا می کنیم و هویت مکان با محیط فیزیکی در ارتباط است. در بسیاری از موارد اینها بنظر می آید باهم درآمیخته شده و قابل تمایز نیستند. در واقع با پیشرفت دلبستگی مکانی در طول زمان، احساس هویت مکانی نیز شکل می گیرد ولی تفاوت آنها در ضمیری است که به هریک از آنها مربوط می شود. بنظر می رسد هویت مکانی برسطحی از ضمیر تمرکز دارد که ایجاد دلبستگی مکانی نمی کند. بعنوان مثال ما نسبت به خانه دوران بچگی خود احساس دلبستگی فراوانی می کنیم ولی در عین حال هویت خود را در شهر پدری خود می یابیم.
کلر مارکوس (Clare Marcus)معتقد است خاطرات محیطی، زندگی ما را، بطرق مختلف تحت تاُثیر قرار می دهد. اینها احساس ارتباط با گذشته، احساسی از کنترل، اعتماد به نفس و احساسی از هویت را باعث می شود. وی با شرح خاطرات محیطی شاگردانش به چگونگی شکل گرفتن زندگیهای کنونی آنها بر مبنای این خاطرات اشاره می کند.
جالب است که این سخنان با فرضیه های کنترل مشخص شده توسط جیفورد دارای نقطه نظرات مشترکی می باشند. فقدان کنترل ممکن است منجر به بروز احساس ناتوانی یا عدم توانمندسازی شود. در واقع برای کودکان داشتن احساس کنترل بر محیط اطراف اهمیت داشته و می تواند منجر به وجود احساس قوی اعتماد به نفس و عدم وابستگی در بزرگسالی شود.
 

 
 
 
· هستر (Hester)تجلیل جامعی از وابستگی مکانی در جامعه انجام داده است. هدف از انجام این تحقیق شناسایی مکانهای مرکزی و ارزشهای آنها برای افراد است. وی با انجام پرسشنامه از ساکنین محل خواست تا محلهایی را که بیشتر برایشان ارزش و اهمیت دارند را ذکر کنند. نتیجه این تحقیق نشان داد که مکانهایی که بیشتر مورد توجه مردم بودند فاقد ارزش معماری هستند. در واقع وابستگی و هویت مکانی، ناشی از اتفاقات و خاطراتی بود که ساکنان آن محله آنرا تجربه کرده بودند. وی با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده از عموم مردم و لیستی از اماکن مورد علاقه آنها تهیه کرد. این اماکن، فضاهایی بودند که مردم نمی توانستند از آنها چشم پوشی کنند. از لیستی که با استفاده از مردم تهیه شد، برای تغییر طرح توسعه و حفظ روح و فرهنگ منطقه استفاده گشت.

بعقیده برخی از کارشناسان، شهرسازان علاوه بر توجه به ارزش کاربری زمین، باید به ارزشهای احساسی، عاطفی و روانی آن نیز توجه کنند. آنها معتقدند برای انجام این امر، شهرسازان، باید روابط و دیدگاههای مختلف مردم را راجع به زمین و سایت پروژه بدانند.

بعنوان مثال بازدیدکنندگانی که حالت رهگذری دارند ارزش یک محیط را در داشتن امکاناتی از قبیل ماهیگیری، دوچرخه سواری و ... می دانند در حالیکه کسانی که دلبستگی عاطفی به منطقه دارند ارزش محل را در خاطرات یا زمانی که در آنجا گذرانده اند می بینند. در عین حال دسته سومی نیز وجود دارند که برای هر دو مورد فوق ارزش قائلند. اگر شهرسازان، هر دو گروه و نیازهای آنها را درک کنند، می توانند با رعایت توازن و تعادل تصمیمات بهتری را اتخاذ نمایند. · وابستگی و توجه به محیط زیست موضوع مهمی برای تعیین و تصمیم گیری است. اهمیت این کار در تعیین فاکتورهای موُثر و میزان اثرگذاردن آنها می باشد. اینکه فقط از مردم بپرسیم که آیا به محیط علاقه دارند یا خیر در واقع تنها مطرح کردن سئوالی است که یک جواب مثبت را طلب می کند. نتایج مطالعات نشان می دهد که برخی از فاکتورهای تاُثیرگذار در دلبستگی و علاقه عبارتند از: جنسیت، سن، خاطرات بچگی، مذهب، سیاست، طبقه اجتماعی، ملیت، فرهنگ، تفاوتهای شهری و غیر شهری، روحیات و ارزشها، تحصیلات و فعالیتها. باید به این نکته نیز توجه داشت که هر علاقه ای منجر به واکنش نمی شود و در واقع افراد راحتی خود را مهمتر از علاقه می دانند. علاقه مندیهای محیطی ممکن است در سطح گسترده ای وجود داشته باشد، ولی بنظر می رسد که آنقدر پتانسیل ندارد که به عمل منجر شود.با انجام آموزشهای لازم می توان علاقه مندیهای ساکنین و افراد محله را از حالت بالفعل به حالت بالقوه درآورد و اگر قرار است محیط تبدیل به فضایی ملموس شود تنها از راه آموزش و بخصوص از سطح دبیرستان امکان پذیر است.


· ما وابستگی شدیدی به قوه بینایی خود داریم. در اغلب موارد آنچیزی را می بینیم که فکر می کنیم باید ببینیم. بعنوان مثال یک شیُ ممکن است از شیُ دیگری، تنها بدلیل جایگیری آن در صفحه و زمینه بزرگتر دیده شود بدون آنکه فرقی با آن داشته باشد. همچنین ما تنها در هر زمان یک تصویر را می توانیم ببینیم بنابراین ممکن است بخشهایی از یک تصویر را که وجود ندارند با توجه به تصویری که در ذهن خود ساخته ایم ببینیم.


· بنظر می رسد که ما در واقع بوسیله درک طراحیهایی که نتیجه تجربیات و آموخته های ما می باشند چیزها را درک می کنیم. درک محیطی در چند زمینه با معنای عامیانه درک تفاوت دارد. این تفاوتها عبارتند از: 


· 1. در میزان و پیچیدگی انگیزه: درک عامیانه به مقوله هایی مثل روشنایی، رنگ و عمق بصورت جزء می نگرد ولی در درک محیطی کل منظره بصورت واحد مورد توجه است.


· 2. در درک محیطی، شخص درک کننده، بخشی از منظره است که اغلب در حال حرکت و دیدن محل از زوایای مختلف می باشد ولی در درک عامیانه این امر صادق نیست.


· 3. شخص درک کننده معمولاً بوسیله یک هدف یا مقصد مشخص و واضح به محیط متصل است و اغلب در حال انجام کاری مثل نگاه کردن به علامتها یا پیداکردن یک مسیر می باشد. درک محیطی دارای دریافت و فهم بیشتر اما نامشخصتری است، با اینکه ممکن است این امر برخی از بررسیها را مشکل می کند ولی فهم وسیعتری از درک واقعی را فراهم می آورد. 


· شناخت محیطی مربوط به این امر می شود که ما چگونه اطلاعات راجع به محیط فیزیکی اطرافمان را تهیه، آماده، ذخیره و فراهم می نماییم. این مقوله شامل شناخت فضایی، که به ما در جهت یابی در محیط، کمک می کند و شناخت غیر فضایی، که دربرگیرندهُ خاطرات و مدلهای ذهنی است، می باشد. ما با استفاده از ساده سازی، پیرایه گیری و حذفیات متوجه می شویم که مردم محیط پیرامون خود را چگونه می بینند و چه المانهایی برایشان مهم است. برخی روشها به ما می آموزد که لازم نیست تمام اطلاعات را مانند یک نقشه به خاطر بسپاریم. بجای آن می توانیم یاد بگیریم که اطلاعات را برحسب نیاز خود و به گونه ای خلاصه در ذهن خود نگه داریم. ما ممکن است اطلاعات را ساده کنیم، تغییر دهیم و یا حذف کنیم ولی تمام این کارها در راستای برآوردن نیازهای شخصی ما انجام می گردد. 


· بحث درباره باور " جزمیت معماری " ریشه های آن و عواقب پیروی از این باور، بخش عمده ای از ادبیات روانشناسی محیط را تشکیل می دهد. پیمایش آنها، جای دیگری را طلب می کند. آنچه در این مختصر قابل ذکر است اینست که برای فرار از دام جزمیت معماری باید میان محیط بالقوه یعنی محیطی که در ذهن معمار وجود داشته و با آرمانهای او آمیخته است و محیط بالفعل یعنی محیطی که در عمل ساخته شده و مورد بهره برداری مردم قرار می گیرد تفاوت قائل شد. هر محیط بالقوه قابلیت تبدیل به محیط بالفعل را نخواهد داشت، مگر اینکه برای شرایط فرهنگی – اجتماعی آن نیز برنامه ریزی شود.





تاريخ : جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢ | ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

زندگی به شیوه افقی موجب افزایش تعامل ، حرکت آزاد از جایی به جای دیگر و سهولت پیشرفت می گردد در حالیکه در زندگی که بصورت عمودی نظام یافته باشد بر سلسله مراتب ، جدا سازی ، جاه طلبی و رقابت تأکید می شود .چشم انسان دیدن در یک سیستم افقی – قائم را به سطوح مایل ترجیح می دهد از نظر روانشناسی این مطلب چنین توجیه می شود :هر محرک بصری می خواهد طوری دیده شود که در ساختار آن در ذهن ، ساده باشد .

حرکات ما در جهات قائم در راستای نیروی جاذبه یا برخلاف آن است . در سطح افقی تمام جهات افقی هم ارزش اند در حالیکه جهت قائم مفاهیمی مانند سلسله مراتب یا رقابت را تداعی می کند . فصل مشترک این دو محور در مورد ساختمان آنجاست که ساختمان در تماس با زمین است . نحوه شکل گیری این جهت به همراه فرم ساختمان در ادراک ما از رابطه بنا با پیرامون آن تأثیر می گذارد . توجه ما در ادراک بصری بیشتر متوجه جهت قائم است زیرا اختلاف ارتفاع زودتر به چشم می خورد تا اختلاف عرض ولی در عمل توجه ما بیشتر معطوف به سطح خنثی تر یعنی سطح افقی است .





تاريخ : جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢ | ۸:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

از لحاظ هندسی ، هر 3 مختصات دستگاه دکارتی فضا ماهیتی برابر دارند اما فضای زمینی ما تحت نفوذ نیروی جاذبه است که جهت عمودی را در مقام جهت معیار ممتاز می سازد .

 

ما سایر جهات فضایی را بنابر نسبتشان با جهت عمودی در می کنیم . برج پیزا با کج شدن فیزیکی از معیاری که بناهای اطراف نهادند منحرف شد این معیار محیطی آکنده از تمایل مداوم بصری ایجاد می کند که شخص را به غلط بدین باور می رساند که کشش در بدن او در جهتی مایل اعمال می شود .

 





تاريخ : جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢ | ٧:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

بطور کلی فضا دارای 2 تعریف می باشد :

فضا ماهیتی است خودبسا و قائم به ذات ، محدود و یا نامحدود ، وسیله ای است تهی و مستعد و دارای گنجایش که آن را با چیزهایی پر می کنند ( مانند جسم نرمی که آماده است هر نقشی را بپذیرد و اجازه می دهد که همه چیز در آن وارد شود ) پس فضا همچون ظرفی است که حتی اگر تهی باشد ، وجود دارد .


اگر فضای مطلق را انکار کنیم در عوض فضا را باید پدید آمده از اشیاء بدانیم .
فضا به هیچ وجه قائم به ذات نیست . فضا را منظومه ای از اشیای طبیعی و مصنوعی ایجاد می کند که معمار در ایجاد آن دخیل است . برای اینکه هر چیزی چنان که باید درک شود ناظر باید در فاصله ای مناسب از آن بایستد . نمای بسیار ساده را می توان از نزدیک بی هیچ مشکلی نگاه کرد ، در حالیکه نمایی را که حجم ها و پرداختش غنی تر باشد ناظر می خواهد آنقدر عقب تر برود که احساس کند در جای درستی ایستاده است .

 

 تا وقتی که قاعده بنایی به زمین چسبیده باشد نیازبه فضای تنفس بصری به آن بنا مربوط نمیشود ؛ اما اگر بنا جرمی تلقی شود که بر فراز زمین مطلق است و بر ستونها و جرزها متکی است فضای آزاد مناسبی هم برای این بعد لازم می آید که این اندازه بسته به جلوه ای است که معمار دوست دارد . اگر فضای میانی بالای سطح زمین باشد بنا همچون بالونی لنگر انداخته شناور می شود اما اگر این فضا خیلی کوچک باشد انگار نیروهای که از سوی بنا به سوی بستر صادر شوند وادار به اشغال سطحی شده اند که به نسبت جرم بنا بسیار کوچک هستند .

 





تاريخ : جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢ | ٧:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

معمار ایتالیایی پائولو سولری، معماری که دیدگاه هایش در مورد فرم های به لحاظ زیست محیطی اگاهانه معماری نهایتا منجر به بنیان نهادن شهر تجربی و زیست محیطی در اریزونا گردید، در سن 93 سالگی درگذشت. او در تورین متولد شد و در دانشگاه پلی تکنیک تورینو به تحصیل معماری پرداخت، پس از ان به ایرزونا امریکا نقل مکان کرد، جایی که با فرانک لوید رایت معمار بزرگ امریکایی اشنا شد و عمیقا تحت تاثیر دیدگاه های او قرار گرفت.

در ایرزونا این فرصت برای او پیش امد تا ایده ارکولوژی ـ معماری ای که عمیقا اکولوژی محور است و کاهش مصرف و دورْ ریز انرژی و ذخیره اب و بالا بردن کنش دو سویه با محیط طبیعی را مد نظر می اورد ـ را پی گیری نماید. سولری در سال 1970 با عملی کردن ایده هایش، اقدام به طراحی و ساخت اجتماعی کم بیش پاد فرهنگی ارکو سانتی در صحرای فونیکس نمود. ارکوسانتی در قامت بدیلی برای زندگی حومه شهری امریکایی تعریف شد، شهر به کمک صدها دانشجوی داوطلب و ساکنان اینده خودش با هدف سکناگزینی 5000 نفر در ساختمان های در هم قفل شده ی متراکم وارد مرحله اجرا گردید.

 

با افول جنبش هیپی ها در دهه 1960، ارکوسانتی ارام ارام جذابیت خود برای سکونت را از دست داد و سقف جمعیتی اش در دهه 70 نهایتا به 200 نفر رسید. امروز حدود 60 ساکن دائمی دارد اما هزاران دانشجو و توریست همچنان، هر ساله، برای بازدید از "ازمایشگاه شهری" پائولو سولری و کاویدن روش ها و ایده های معمار بدان جا مراجعه می کنند.

پائولو سولری، در سال 1996 به عضویت افتخاری ریبا درامد و در سال 2000 جایزه شیر طلایی بی ینال معماری ونیز را به سبب یک عمر دست اوردهای فنی و علمی به دست اورد.





تاريخ : پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢ | ۸:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

 الیزابت دیلر، نیهیلیسم زایا و معماری در قامت ماشین جلوه های ویژه

ترجمه دوست ارجمند مهندس بصیرت

 معماری به جز محافظت کردن از ما در برابر باد و باران و فراهم اوردن فضاهای کارکردی، چیزی نیست جز ماشین جلوه های ویژه ای که یا به حس های ما پر و بال می دهد و یا ان ها را مخدوش و مشوش می سازد.

اثار ما غالبا محصول یک فضای میان رسانه ای اند. کارهایی در تمام ابعاد و اندازه ها از یک زیرسگاری گرفته تا برنامه ریزی شهری و طرح های جامع شهری و همچنین طراحی صحنه تئاتر و کارهای دیگر. اما انچه در تمامی این کارها مشترک است، کنش در راستای به چالش کشیدن پیش فرض های مربوط به مناسک و ایین های جاری بر فضاست.

مناسک و مناسباتی ان چنان اشکار که بعضا نمی بینیمشان. اثار ما یک بن مایه مشترک دیگر هم دارد و ان نیهیلیسم زایاست، که عملا به کارِ افریدن جلوه های ویژه ای خاص می اید و گاها، به جایی می رسد که گویی اتفاقی نیافتاده است، انچه تولید می شود چیزی است شبیه به هیچ، که در جهانی طبیعتا خوابزده به واسطه ی فرم هایی از مداخله، واپس راندن و اعمال جرح و تعدیل و حذف کردن حاصل امده اند.





تاريخ : پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢ | ۸:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

در طبقه بندی هنر ها در بحث فلسفی هنر و زیبایی شناسی بر اساس رسانه آنها  ، معماری در کنار نقاشی و پیکرتراشی ، در رده هنر های دیداری قرار میگیرد که در این بین ،‌ میتوان معماری و پیکرتراشی را هنر دیداری-بساوایی نیز نامید ، چراکه ابژه های ایندو هنر به علت داشتن سه بعد ، هم قابل دیدن و هم قابل لمس کردن هستند .

البته دیده شدن یک بنا به عنوان اثر معماری با دیده شدن یک مجسمه ، متفاوت است . ما علاوه بر دیدن یک بنا از فواصل و جهات مختلف ، میتوانیم در جوار یا داخل آن نیز قرارگرفته و ماهیت فضایی آن را نیز حس و درک کنیم .

برای دانستن اینکه این احساس و ادراک چگونه اتفاق می افتد ، تعریفی از ادراک حسی ( Perception ) که فرایندی ذهنی و فیزیولوژیک است به ما کمک خواهد کرد .

ادراک حسی فرایندی است که با تاثیر محرک های فیزیکی و یا شیمیایی بر انسان ( به واسطه حواس پنجگانه ) شروع شده و با چگونگی واکنش و تحلیل و تفسیر روانی ما خاتمه می یابد.

ادراک معماری نیز چنین است که ،‌ تصویر اثر معماری طی یک فرایند فیزیکی توسط چشم دریافت میشود و بواسطه اعصاب بینایی به مغز انتقال میابد و ما بر اساس تجربیات و آموخته های خود آنرا احساس میکنیم و این تجربیات و آموخته های ما هستند که واکنش ما را نسبت به تصویر دریافت شده شکل میدهند .

 

اولین برخورد ما با معماری و بطور کلی با فضای پیرامون ،  از طریق چشم ها به عنوان گیرنده های حس یا سامانه بینایی انجام میپذیرد . این گیرنده های کره ای شکل که قطری درحدود ٢۴ میلیمتر دارند تصاویر دریافتی از محیط اطراف را طی فرایندی خاص به مغز ارسال مینمایند تا بیننده با تجزیه و تحلیل اطلاعات دریافتی به ادراک آنها بپردازد .

 

 آشنایی اندکی با این پروسه ، یعنی دیدن و حس کردن آنچه دیده شده ، موضوعیست که میتواند دیدگاه متفاوتی را از معماری در ذهن ما ایجاد نماید .

 





تاريخ : یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱ | ٩:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()

بررسی بازار وکیل در مجموعه زندیه شیراز

نقد و بررسی : امیر اصلان معصومی

بازار وکیل شهر شیراز یکی از مشهورترین بازارهای سنتی و تاریخی ایران است. این بازار که به فرمان کریم خان زند (۱۱۷۲- ۱۱۹۳ ه.ق) ساخته شده اکنون در مرکز شهر شیراز (شرق میدان شهدا) قرار گرفته است.

مسجد و حمام تاریخی وکیل نیز در کنار این بازار قرار دارند. معماری این بنا برگرفته از بازار قیصریه لا رو همچون بازارچه بلند اصفهان ساخته شده در دوره شاه عباس است، اما عرض بازار وکیل بیش از سایر بازارهاست هم چنین ۷۴ دهانه طاق ضربی بازار با ارتفاع بیش از ۱۱ متر مرتفع تر از طاق سایر بازارهاست.

این بازار که از نظر معماری دارای سه فضای عبور و مرور (فضایی برای گذر مشتریان) حریم مغازه (به ارتفاع تقریبی ۲پله بالا تر از سطح زمین) فضای مغازه (محل فروش) است دارای پنج در بزرگ است که در چهار سوی آن قرار گرفته است.
هم چنین شامل دو رشته شمالی- جنوبی و شرقی - غربی است که چون صلیبی یکدیگر را قطع می کنند در تقاطع این دو رشته چهارسوق قرار گرفته است که بر روی یک هشتی قرار دارد این چهار سوق دارای طاق بزرگ ضربی محکمی است و در پای طاق نیز چند ترنج آجر کاری شده است.

ضلع شمالی -جنوبی بازار از دروازه اصفهان شروع می شود و تا کوچه جنوبی سرای مشیر ادامه می یابد.

در دو طرف این راسته هر قسمت ۴۱ جفت (۸۲ باب) مغازه وجود دارد که درجلوی هر یک سکویی از قطعات سنگی بزرگ که بر روی آن ترنجهایی برجسته حجاری شده است.
در این بازار برای مصونیت از رطوبت، مغازه ها را در حدود یک متر فراتر از سطح زمین ساخته اند. مغازه ها اغلب دارای پستو بوده و در دو طبقه طراحی شده اند.
در شمال شرقی این بازار چند کاروانسرای قدیمی به نام های روغنی، گمرک و احمدی ساخته شده است که بازار ترمه فروش هاست هر یک از این کاروانسرها دارای چندین حجره هستند.
راسته شمالی - جنوبی را بازار بزازان نیز نامیده اند - سرای مشیر مجرای چارسوها سرای مشیر یا سرای گلشن از آثار دوره قاجاریه در شیراز است که در انتهای جنوبی بازار وکیل در گوشه شرقی آن قرار گرفته است این سرا که دارای طرح و نقشه ای دایره ای (هشت گوش) است توسط میرزا ابوالحسن خان مشیر الملک احداث شده است.
سر در ورودی سرای مشیر دارای دو طبقه کاشی کاری شده است که در زیر آن کتیبه ای کاشی کاری شده با زمینه لا جوردی و خط نستعلیق عبارت سرای گلشن بنای مرحمت پناه حاجی میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک شیرازی را نشان می دهد.
حجره های طبقه یا اشکوب اول، تودرتو می باشد و به وسیله راهرویی به حیاط متصل می شوند.
این حجره ها دارای درهای چوبی منبت و مشبکی هستند که از چوب ساج ساخته شده اند.
در وسط حیاط حوض بزرگ هشت ضلعی قرار دارد که لبه و پاشویه آن از سنگ های مختلف یکپارچه ساخته شده است و در آن سه فواره وجود دارد در چهار طرف این حوض باغچه هایی وجود دارد کف پوش سرای مشیر قطعات کوچک سنگ هستند در ضلع شرقی و غربی حیاط مغازه ها و راهروهایی وجود دارد که در مغازه ها همگی ارسی های چوبی است که با شیشه های رنگی تزیین شده است. معماری این بنا بر گرفته از معماری کاروانسرای صفوی است.
این بنا با رنگ زرد و طرح های گلدانی معرف سبک اختلاط است که در زمان قاجاریه رایج شده بود.
درهشتی نیز مغازه هایی چهارگوش در دوطبقه وجود دارد در ضلع جنوبی چهار سوق در موازات با بازار ترکش دوزها بازار دیگری قرار دارد که مدخل آن در جلوی سر در مسجد وکیل است و به بازار شمشیرگرها معروف است.
این بازار نیز دارای ۱۱ جفت مغازه است در زیر چهار سوق حوض بزرگی از سنگ مرمر قرار داشته که آب آن از مجرایی که از زیر بازار ترکش دوزها می گذشته تامین می شده است.
این مجرا به صورت طاق ضربی است و از آجر و ساروج ساخته شده است و هم اینک نیز وجود دارد اما حوض مرمری به علت بالا آمدن کف بازار از بین رفته است سیستم تهویه هوا به علت ارتفاع زیاد سقف طاق و تویزه ای بازار کامل بوده این امر به وسیله بادگیرهایی ساده انجام می گرفته همچنین دریچه ها و روزنه هایی به نام جامخانه یا هورنور در زیر سقف تعبیه شده بود.
هوا و نور کافی را به بازار می رسانند اما هم اینک پس از مرمت این روزنه ها بسته شده اند هم اینک در بالا ی مغازه ها مشبک هایی جهت تهویه هوا و روشنایی وجود دارد.
در زیر تصاویری از مجموعه زندیه بازار وکیل را که در سال گذشته گرفته ام می بینید:

راسته قالی فروشان بازار وکیل که در گذشته به علاقه بند ها معروف بوده است

بنظر من از نکات مهم طراحی این مجموعه به محل نشتن و بارانداز بازار در کنار حجره ها می توان اشاره کرد که بسیار مفید طراحی شده و عبور و مرور مردم را دچار اختلال نمی نماید . نکته ای که امروزه در طراحی ها دیده نمی شود

 

محوطه خیابان زند باریک که هم اکنون پس از احداث زیرگذر زند به پارکینگ تبدیل شده است.

بنظر من مفهوم تکرار  و تاکید در معماری به معنای واقعی کلمه دیده شده است.

بافت فرهنگی مجموعه و دستفروشهای سنتی فروشنده فال حافظ شیراز

 

ورودی اصلی بازار از خیابان کریمخان زند

بنظر من از نظر طراحی شاخص بودن ورودی و سردر مجموعه بازار و استفاده  از طاق نما برای جلوگیری از یکدست شدن سازه و مسطح بودن نما بخوبی بصورت تاکیدی بر طاق و قوس در مجموعه رعایت شده است

راسته پارچه فروشان بازار وکیل

کاروانسرا در بازار وکیل

از نظر طراحی بنظر من الگوی حیاط مرکزی در بازار در کنار خطی بودن فرم بازار تلفیقی است گستردگی فضا در بافت شهری که بخوبی توسط طراح در مقاطع مختلف بازار بچشم می خورد .

تصویر گنبد چهار سوق بازار وکیل

قسمت شرق چهارسوق که آن را بازار علا قه بندان می نامند دارای ۱۹ جفت مغازه است که هم اینک مرکز فرش است و مغازه های عطاری نیز در این قسمت قرار دارد.
ضلع شمالی - جنوبی بازار از دروازه اصفهان شروع می شود و تا کوچه جنوبی سرای مشیر ادامه می یابد.
قسمت غربی چهار سوق که آن را بازار ترکش دوزها می نامند و دارای ۱۰ جفت مغازه است هم اینک مرکز فروش فرش های ایرانی است.
با گردش در این بازار می توانید تعداد زیادی گردشگران خارجی را ببینید که از صنایع دستی ایران سوغات به کشور خود می برند.

سازمان میراث فرهنگی بازار وکیل را در تیر ماه ۱۳۱۵ با شماره ۹۲۴ به ثبت رسانده است.





تاريخ : پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩ | ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : www.amiraslanmasoomi.ir | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.